![]() |
![]() |
|
| سپهر پیر بد عهدست و بی مهرست میدانید؟ |
|
ما بدهکاریم به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟ و نگفتیم چونکه مرداد گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است " حسین پناهی "
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 15:42 توسط فرزانه |
|
|
صدایی خسته می آید چرا این دستها سردند مگر اینجا زمستان است و یا آیا در این شبهای تار و تیره ی وحشت کسی در خوابها مرده است؟ و اکنون او کتاب سالها تنهایی خود را به قعر چاه زیبایی به نام مرگ فرو برده است کسی دیوانه ای شاید آشنایی ؛ دوستی ؛ همسایه ای مردی ؛ زنی شاید که میداند؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:0 توسط فرزانه |
|
|
اینجا قبلاْ دو تا عکس بود که بعد یه روز اومدم دیدم به جای اونا ۲ تا عکس دیگه اومده . . چقدر کادوووووووووووووووووووووو .
تولدم ولدم ولدم مباااااااااااااارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 16:24 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست ایمیل من نوشته های قبلیم |
| درباره وبلاگ |
گاه گاهی خاطرات به سراغم می آیند
و من را توان گریزی نیست به راستی نمیدانم آنها جزیی از من اند یا من جزیی از آنها با فرسنگها فاصله با ساعتها انتظار آه های شبانه ام شکلی از او دارند (فرزانه) |
|
RSS
|