![]() |
![]() |
|
| سپهر پیر بد عهدست و بی مهرست میدانید؟ |
|
توی یه شب مهتابی از شبهای سرد پاییز وقتی یه ذره سردم میشه خیال تو گرمم میکنه نکنه بری تا تو یه شب مهتابی از شبهای سرد پاییز یخ بزنم از سرما !!!!
دلم براتون تنگ شده قصه نخوریدا . . . . .
اومدم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 22:58 توسط فرزانه |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 15:31 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست ایمیل من نوشته های قبلیم |
| درباره وبلاگ |
گاه گاهی خاطرات به سراغم می آیند
و من را توان گریزی نیست به راستی نمیدانم آنها جزیی از من اند یا من جزیی از آنها با فرسنگها فاصله با ساعتها انتظار آه های شبانه ام شکلی از او دارند (فرزانه) |
|
RSS
|