![]() |
![]() |
|
| سپهر پیر بد عهدست و بی مهرست میدانید؟ |
|
گاه گاهی خاطرات به سراغم می آیند و من را توان گریزی نیست به راستی نمیدانم آنها جزیی از من اند یا من جزیی از آنها
با فرسنگها فاصله با ساعتها انتظار آه های شبانه ام شکلی از او دارند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:39 توسط فرزانه |
|
|
میخوام یه چیزی بهت بگم شاید خوب شاید بد! فقط یه جمله ی کوتاه ...دیگه ازت متنفر نیستم... نمیتونم باشم
علامت داخل مربع مربع قرمز با چهار تا دایره ی توی هم یه گوشه ی تاریکی تو فقط خوب گوش کن شاید صدای اون جیرجیرک تنها رو شنیدی فقط آدمهای خوب میتونن صداشو بشنون ولی کسی نمیدونه چرا داره آواز میخونه دلش از کی از چی پره؟ تو هم نمیدونی فقط گوش میدی خوب گوش کن شاید فهمیدی... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 18:8 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست ایمیل من نوشته های قبلیم |
| درباره وبلاگ |
گاه گاهی خاطرات به سراغم می آیند
و من را توان گریزی نیست به راستی نمیدانم آنها جزیی از من اند یا من جزیی از آنها با فرسنگها فاصله با ساعتها انتظار آه های شبانه ام شکلی از او دارند (فرزانه) |
|
RSS
|